شمارهٔ ۱۷۸۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ز آب ملاحت که رخ آلوده ای
وانکه نمک بر جگری سوده ای
داد لبت بوسه و رنجه شدی
بازستان، گر تو نفرموده ای
بشنو از اروح شهیدان عشق
زمزمه عشق که نشنوده ای
هست دوان گرد تو چون گرد باد
جان عزیزان که تو بر بوده ای
دوش نشد دل که به مه بنگرم
ز آنک تو اندر دل ما بوده ای
لابه بر آن لب چو ملمع گریست
عربده بر فتنه چه آلوده ای؟
می روم از وعده وصلت مدام
گرچه که بادست که پیموده ای
منت بخشیدن تو بهر چیست؟
بر دل خسرو که نبخشوده ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عشق و رابطه عاشقانه اشاره دارد. شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره میکند و از تأثیر عواطف و خاطرات عاشقانه بر جان و روح عاشق میگوید. او از راز و رمزهای عشق صحبت میکند و به بوسه لب و دلتنگیاش پرداخته و به دنبال وصل و نزدیکی به معشوق است. همچنین، ابراز میکند که دلش برای زیبایی معشوق و لحظات مشترک تنگ شده و از عواطفی چون غم و شوق در میان این عشق سخن میگوید. در نهایت، شاعر از بخشش و دردهای عاشقانه نیز یاد میکند.