نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری

هر چند وصفت می‌کنم، در حسن از آن زیباتری

هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر

شمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پری

آفاق را گردیده‌ام، مهر بتان ورزیده‌ام

بسیار خوبان دیده‌ام، اما تو چیز دیگری

ای راحت و آرام جان، با قد چون سرو روان

زینسان مرو دامن کشان، کآرام جانم می‌بری

عزم تماشا کرده‌ای، آهنگ صحرا کرده‌ای

جان و دل ما برده‌ای، این است رسم دلبری

عالم همه یغمای تو، خلقی همه شیدای تو

آن نرگس رعنای تو آورده کیش کافری

خسرو غریب است و گدا، افتاده در شهر شما

باشد که از بهر خدا سوی غریبان بنگری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و دلربایی معشوقه اشاره دارد. شاعر به زیبایی چهره او که باعث حس حسادت دیگران شده، می‌پردازد و با توصیف‌های دلنشین از حسن و جمال او می‌گوید. او می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند به زیبایی چهره‌اش نزدیک شود و بیان می‌کند که با وجود دیدن زیبایی‌های دیگر، معشوقه‌اش منحصر به فرد است. حس عاشقانه‌ای در این اشعار موج می‌زند و شاعر از تاثیر عمیق معشوقه‌اش بر دل و جان خود صحبت می‌کند. او همچنین از غم و حسرت خود به خاطر دوری از او سخن می‌گوید و از معشوقه می‌خواهد که به زندگی او توجه کند.