نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۳۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟

لابه گرا و دلبرا، عشوه نمای کیستی؟

زیر کلاه جعد تو بر کمرت کشیده سر

بسته به چابکی کمر چست قبای کیستی؟

مرکب ناز کرده زین، داده به تیغ غمزه کین

ساخته آمده چنین باز برای کیستی؟

سینه بنده جای تو، دیده به زیر پای تو

ما همه در هوای تو، تو به هوای کیستی؟

تا رخ خود نموده ای، جان ز تنم ربوده ای

کاهش من فزوده ای، مهر فزای کیستی؟

خانه جان همی بری، دانه دل همی خوری

نیک بلند می پری، مرغ هوای کیستی؟

خسرو خسته را سخن بسته شد از تو در دهن

طوطی شکرین من، نغز ندای کیستی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و معشوقه‌ای که توجهش را جلب کرده، اشاره می‌کند. او از معشوقه‌اش می‌پرسد که کیست و چه ویژگی‌هایی دارد، به وصف زیبایی‌های او می‌پردازد و حالتی از عاشقانه و شیدایی را به نمایش می‌گذارد. شاعر از درد عشق و تپش دل خود سخن می‌گوید و به تأثیر معشوق بر زندگی و روحش اشاره می‌کند. او همچنین به اندوه و شوقی که در قلبش وجود دارد، اشاره می‌کند و در نهایت از زیبایی کلام و صدای معشوق تعریف می‌کند.