شمارهٔ ۱۸۴۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عالم آشوب تر از طره طرار خودی
فتنه انگیزتر از غمزه خونخوار خودی
پای افشرده و زانو زده ای در کاری
دامنت چون بگرفته ست و تو در کار خودی
آیت حسنی و پیچیده به طومار دو زلف
پیچ بر پیچ ز نیرنگ به طومار خودی
گر گرفتار توام، نیست گرفتی بر من
که تو نیز از رسن زلف گرفتار خودی
صبر من طره طرار تو گر باز دهد!
یا شریک عمل طره طرار خودی
دوش بوسی بزدم بر لبت، آزرده شدی
باز کن لب، نه اگر بر سر آزار خودی
وام بردی دل خسرو به گواهی دو چشم
اینک اینک خط تو، گر نه به اقرار خودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حالات و احساسات عاشقانه سخن میگوید و به نقش و تأثیر فردی خاص (عاشق) در عالم پرداخته است. شاعر از آشفتگی و فتنهای که این شخص به وجود میآورد، صحبت میکند و به وابستگی عمیق خود به او اشاره میکند. او بر این نکته تأکید میکند که اگرچه گرفتار اوست، اما این وضعیت به نوعی طبیعی و ناگزیر است. در نهایت، شاعر درگیریهای عاطفی و نازککاریهای عاشقانه را با زبانی جزئی و تصویرسازیهای زیبا بازگو میکند و به تأثیر جذابیت این شخص بر دل خود اشاره میکند.