نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری

ز وصال شربتم ده که بسوختم ز دوری

منم و شبی و گشتی به خرابه‌های هجران

که عظیم دور ماندم ز ولایتِ صبوری

چو به اختیارِ خاطر غمِ عشق برگزیدم

ز جفا هر آنچه آید بکَشیم از ضروری

من اگر هلاک گردم، تو چه التفات داری؟

که ز غفلتِ جوانی به کرشمهٔ غروری

نه خیال بر دو چشمم، نه یکی هزار منّت

که تواَم ز دولتِ او شب و روز در حضوری

چمن اینچنین نخندد، تو مگر بهشت و باغی

بشر اینچنین نباشد، تو مگر پری و حوری

گذری اگر توانی به بهارِ عاشقان کن

که ز اشکِ من به صحرا همه لاله است و سوری

به شبِ فراق خسرو چو چراغ سوخت آخر

شبش ار چه تیره‌تر شد، به چراغ از تو نوری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق دوری و فراق و عشق اشاره دارد. شاعر از مشکلات ناشی از جدایی و غم عشق صحبت می‌کند و می‌گوید که حتی اگر دوری شب و روز هم وجود داشته باشد، او همچنان در انتظار وصال معشوق است. او به خرابه‌های یادآوری و حزن عشق می‌رود و از دوری می‌سوزد. شاعر همچنین به بی‌توجهی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر هلاک شود، معشوق اهمیتی نمی‌دهد. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که به نزد عاشقان بیاید و به تصویر زیبایی از عشق و آرزوهایش اشاره می‌کند، در حالی که شب فراقش مملو از تاریکی است، اما نوری از معشوق او را راهنمایی می‌کند.