نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

می به جام ار چه زخون من مسکین داری

نوش بادت که شکرخنده شیرین داری

دو حیات است ز یک خنده تو عاشق را

زانکه در حقه یک خنده دو پروین داری

زان لب ساده گرم بوسه ببخشی، کم ازآنک

نظری جانب این گریه رنگین داری

پیش صوفی گذرو، گریه خونین، فرمای

تا به خون دست بشوید دلش از دین داری

نگری در من و چون من نگرم برشکنی

این چه فتنه ست که بهر من مسکین داری

خار در بستر تنهاییم افگند فراق

زان چه سودم که تو آن بر گل و نسرین داری؟

همه را زنده کنی و بکشی خسرو را

جان من این چه طریق است و چه آیین داری؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به عشق و احساسات عمیق خود می‌پردازد. او در ابتدا به شراب و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و از شادی که در آن نهفته است می‌گوید. سپس می‌گوید که عشق دو نوع زندگی را از یک لبخند به وجود می‌آورد و بر جذابیت‌های بوسه و حتی گریه و رنگین بودن آن تأکید می‌کند. شاعر از جنبه‌های معنوی نیز سخن می‌گوید و به صوفی دستور می‌دهد که این گریه را به دستشویی خون بشوید، تا از قید دین آزاد شود. او به تضاد بین عشق و درد فراق اشاره کرده و می‌گوید که این احساسات او را در عذاب و اندوه قرار داده‌اند، حتی وقتی که بقیه را زنده می‌کند، خود خسرو (معشوق) در حال نابودی است. در کل، اشعار بیانگر تداخل عشق، درد، عذاب و جستجوی آزادی از قید و بندهای دنیوی است.