شمارهٔ ۱۸۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت
دیده خاک راه او دامان به دامان برگرفت
سر به صد زاری نهادم بارها بر پای او
کافرم گر هیچگاه آن نامسلمان برگرفت
جان به پنهانی ز ما بر بود و پیدا هم نکرد
دل به دشواری به ما بربست و آسان برگرفت
دل که اندر زلف او گم گشت نتوان یافتن
چشم کان بر روی او افتاد نتوان برگرفت
باد نوروزی که صد نقش آورد بر روی آب
دید لعلش را قدم از آب حیوان بر گرفت
خوی او خاص از پی ما بیوفایی شیوه کرد
یا جهان رسم وفادراری ز دوران برگرفت
هر در افشانی که خسرو کرد از نوک قلم
چشم خون افشان او از نوک مژگان بر گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت فردی که به او علاقهمند است اشاره میکند. او میگوید هنگام قدم برداشتن آن محبوب، دل و چشمش به سمت او جلب میشود و از آن رهایی ندارد. شاعر دربارهٔ عواطف خود و همچنین دربارهٔ ناپایداری و بیوفایی دنیا صحبت میکند. در نهایت، شاعر به نقش و اثری که محبوبش بر زندگیاش گذاشته، اشاره کرده و به زیبایی و لطافت او پرداخته است. این شعر به طور کلی دربارهٔ عشق، دلبستگی و رنجهای آن است.