شمارهٔ ۱۸۷۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای باد باز بر سر کوی که می روی؟
بوی که رهبرت شد و سوی که می روی؟
چندان گل و شکوفه که هستند خاک پات
در جستجوی روی نکوی که می روی؟
با این نسیم خوش که تو داری به بوستان
جایی دگر بگو که به بوی که می روی؟
زینگونه کز تو طره سنبل معطر است
تو بهر بوی کردن بوی که می روی
خوش می شود دلت که گذر می کنی به باغ
دانی به گرد گلبن روی که می روی؟
آنجا روی مگر که جهانی اسیر دل
در کوی تو روان، تو به کوی که می روی؟
خسرو ز تشنگی بیابان هجر سوخت
ای آب زندگی، تو به جوی که می روی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و جاذبههایی که باد و نسیم به همراه دارند پرداخته است. شاعر از باد میخواهد تا در مسیر خود بوی خوشی را به همراه بیاورد و به او بگوید که کجا میرود. گلها و شکوفهها در دامن خاک باد، جستجوی زیباییهای نیک را نشان میدهند. شاعر از باد میخواهد تا بگوید کجا بوی خوشی را که همراه دارد به باغ میکشاند و دلها را شاد میکند. در نهایت، درد و تنهایی عشق به تصویر کشیده شده و به تشنگی و longing برای وصال اشاره میشود.