نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۷۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گاهم ز غمزه‌ها هدف تیر می‌کنی

گاهم زبون چشم زبون گیر می‌کنی

من جامه کاغذین کنم از رشک کاغذت

کان را چو برگ که هدف تیر می‌کنی

خون‌ها که می‌خورانیم، از تو بدین خوشم

گویی به کام من شکر و شیر می‌کنی

شب گوییا به خواب لبم بر دهان تست

این خواب را بگو که چه تعبیر می‌کنی؟

من از غمت خمیده، تو گویی جوان شدی

خوش خنده‌ای‌ست اینکه به تدبیر می‌کنی

گفتی بلا رسد که به خواریت می‌کشد

جان عزیز من، تو چه تقصیر می‌کنی؟

هردم مگو، ز یاری خسرو مراست شک

زیرا سخن مخالف تقدیر می‌کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف احساسات خود نسبت به معشوق می‌پردازد. او از آسیب‌هایی که معشوق به دل او می‌زند صحبت می‌کند و می‌گوید که با هر نگاه و رفتار او، قلبش مورد هدف تیر غم و حسرت قرار می‌گیرد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که حسرت معشوق بر دلش سنگینی می‌کند و آرزو دارد که زیبایی‌های او را به کاغذی از عشق تبدیل کند. در عین حال، او از عذابی که به خاطر معشوق متحمل می‌شود، سخن می‌گوید و می‌پرسد که این رویای شیرینی که در شب دارد چه معنایی می‌تواند داشته باشد. او به ناسازگاری بین عشق و سختی‌ها اشاره‌ کرده و می‌گوید که چقدر این احساسات برایش پیچیده و دردناکند. در نهایت، شاعر از ادعای دیگران مبنی بر این که عشقش به معشوق از دست رفته است، ابراز تردید می‌کند و به قضا و قدر اشاره می‌کند.