شمارهٔ ۱۸۹۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلا، آن ترک را دیدی، کنون سامان کجا بینی؟
نمی گفتم درو منگر که خود را مبتلا بینی
به خیل آن سواری لشکر دلهای مشتاقان
فروزان همچو آتشهای لشکر جابه جا بینی
نیارم گفت کش پابوس از من، ای صبا، لیکن
ز من بر گرد سر گردی ز خیلش هر کرا بینی
شد از درد جدایی جان من صد پاره بنگر تا
به هر یک پاره جان، جان من دردی جدا بینی
یکی بازآ و در دیوارهای خانه خود بین
که در هر یک به خون من نوشته ماجرا بینی
فدای پات صد جان، چون خرامی و کشی صد را
وگر جویند خون از شرم سوی پشت پا بینی
مرا گفتی که خسرو، حال خود بنمای که گاهی
معاذالله که تو این دردهای بی دوا بینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با احساسات عمیق خود نسبت به یک معشوق توصیف میکند که در نهایت دلشکستگی و جدایی قرار دارد. او از زیبایی و جذابیت آن معشوق صحبت میکند و به درد جدایی اشاره دارد که جانش را به صد پاره کرده است. شاعر از پرستش معشوق سخن میگوید و خود را قربانی عشق او میداند. در نهایت، او از معشوق میخواهد که حال خود را نشان دهد و دردهای عمیقا رنجآور خود را بیان کند. این شعر احساس غم و اندوه عمیق را به تصویر میکشد.