شمارهٔ ۱۹۴۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
همه شب فرو نیاید به دلم کرشمه سازی
ز شب است اینکه دارم غم و ناله درازی
به نمازش ار چه بینم چپ و راست بیش از آن است
دو سلام چار گویم چو ادا کنم نمازی
به جفا کلاه کج نه چو شناختی حد خود
که میان شهسواران چو تو نیست شاهبازی
وه از این هوس بمردم که به زیر پات میرم
مه من تمام کرد آن هوسم به نیم نازی
همه شب چو شمع باشم به چنین خیال پختن
که طفیل شمع پیشت بودم شبی گدازی
چو ندارم این سعادت که به گریه پات شویم
ز پی ره تو شستن من و گریه و نیازی
همه خونست اشک خسرو، همه این بود ضرورت
پسر سبکتگین را چو به دل بود ایازی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسی عمیق از غم و دلتنگی شاعر است. او اشاره میکند که هر شب به خاطر عشق و علاقهاش به معشوق، در دلش نغمهسازانی میخوانند و این موجب غم و نالهاش میشود. او در نماز هم احساس میکند که بیشتر از آنچه که باید، به چپ و راست نگاه میکند و نشاندهنده سردرگمیاش در عشق است. شاعر به هفتن از وضعیت خود گله میکند و به معشوقش میگوید که هیچکس به خوبی او نیست و او را به خاطر هوسش سرزنش میکند. او خود را همچون شمعی میبیند که در آتش عشق میسوزد و اگرچه نمیتواند به معشوقش برسد، اما همچنان به عشق او ادامه میدهد. در نهایت، شاعر از اشکهایی که به خاطر این عشق میریزد سخن میگوید و نشاندهنده نیاز و آرزویش برای وصال معشوق است.