نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یار اگر برگشت در تیمار بودن هم خوش است

ور شکیبایی بود بی یار بودن هم خوش است

عزتی گر نیست ما را نزد خوبان، عیب نیست

عاشقان را پیش خوبان خوار بودن هم خوش است

جنگهای او خوش است ار آشتی را جا بود

وزعتاب و خشم در آزار بودن هم خوش است

گر چه خفتن خوش بود با یار در شبهای وصل

لیک در شبهای غم بیدار بودن هم خوش است

اندک اندک گه گهی با یار بودن خوش بود

ور میسر گرددم بسیار بودن هم خوش است

چون مسلمان بود، می نتوانم از دست بتان

پیش بت بر بسته زنار بودن هم خوش است

گر چه از من شیر مردی ناید اندر کوی عشق

چون سگانم شهره بازار بودن هم خوش است

باخبر بودن خوش است اندر مقام زاهدان

بی خبر در خانه خمار بودن هم خوش است

خسروا، گر در نمی گنجی به خلوتگاه دوست

همنشین با عاشقان زار بودن هم خوش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ابراز احساسات عاشقانه و جنبه‌های مختلف عشق می‌پردازد. او بیان می‌کند که اگر یار برگشت، خوشی آن را می‌پذیرد و اگر یار نباشد، شکیبایی و دوری نیز خوشایند است. همچنین می‌گوید که حتی اگر در نظر خوبان عزتی نباشد، عاشقان به تحقیر و خوار بودن نیز راضی هستند. عشق و جنگ‌های آن زیباست و در زمان غم و جدایی بیدار ماندن نیز خوشحال‌کننده است. شاعر تاکید می‌کند که عشق به قدر و منزلت نیازی ندارد و حتی نشستن در کنار عاشقانی که در رنجند، ارزشمند است. او به این نکته اشاره می‌کند که در عشق، گاهی باید به زوال و فراق تن داد و از شراب عشق نیز می‌توان لذت برد. به طور کلی، شاعر عشق را در تمام حالاتش زیبا می‌داند و به شکیبایی در برابر محبت و جدایی تأکید می‌کند.