شمارهٔ ۲۰۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سرو بستان ملاحت قامت رعنای تست
نور چشم عاشقان خسته خاک پای تست
من نه تنها گشته ام شیدای دردت جان من
هر که را جان و دل و دینی بود شیدای تست
نیر اعظم که لاف از قرب عیسی می زند
ذره ای از پرتو رخسار مه سیمای تست
در درون مسجد و دیر و خرابات و کنشت
هر کجا، رفتم، همه شور تو و غوغای تست
جانم از غیرت ز دست جاهلان سوزید، از انک
سر و را گویند مانند قد رعنای تست
تا به ملک دلبری سلطان شدی ای شاه حسن
هر کجا سلطانی و شاهی بود لالای تست
وعده دیدار خود کردی به فردا، زان سبب
جان خسرو منتظر بر وعده فردای تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است و به ستایش معشوقی با قامت رعنای خود میپردازد. شاعر به عشق و وابستگی عمیق خود اشاره میکند و بیان میکند که هر کسی که به دردی دچار باشد، شیدای معشوق خواهد شد. همچنین، شاعر به نور و زیبایی معشوق میبالد و تأکید میکند که در هر مکانی، از مسجد تا خرابات، تنها شور و شوق معشوق را میبیند. در نهایت، شاعر به انتظار دیدار معشوق اشاره دارد و این انتظار را زیبا و ارزشمند میداند.