نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۷۴ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی

پریشانی زلفش آمد و زد راه خرسندی

جز این شیرینی اندر عیش تلخ خود نمی بینم

که گه گه می کنی بر گریه تلخم شکرخندی

گواران باد بر جان و دلم زهر فراق تو

نبخشیدند آن کامم که از وصلت خورم قندی

چه می خندی، برین سامان جان من تو، ای بی غم

دل و صبری تو داری و مرا هم بود یک چندی

پدر دارم همه در پند و من دنبال کار خود

مبادا هیچ مادر را چنین بدروز فرزندی

بگو، ای پندگو، نامش که باشد مرهم جانم

که خسرو را ز بهر ترک او تیری ست هر پندی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد فراق و جدایی معشوق خود سخن می‌گوید. او در ابتدا بیان می‌کند که بعد از مدتی کینه و غم خود را مدیریت کرده، اما حالا دیگر نمی‌تواند این درد را تحمل کند. او احساس می‌کند که در زندگی‌اش فقط تلخی وجود دارد و تنها شیرینی‌ای که می‌تواند پیدا کند، خنده‌های معشوقش است که به قیمت گریه و ناراحتی او تمام می‌شود. شاعر از دلتنگی‌هایش و غصه فراق می‌گوید و به این موضوع اشاره می‌کند که برغم مشغولیت‌های زندگی، هنوز تحت تأثیر این جدایی قرار دارد. در انتها، او به دنبال درمانی برای دردهای خود می‌گردد و از کسی می‌خواهد بگوید که چه چیزی می‌تواند به او آرامش بدهد.