نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۹۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ترک من خونابه من بین و دست از من بشوی

ترک ترکی گیر و دل را هم ز مرد و زن بشوی

یک نظر می خواهم از چشمت درین خواب اجل

یک ره از خواب جوانی نرگس پرفن بشوی

دشمن اندر گریه جان منست ای دوست خیز

دوستان کشته را از گریه دشمن بشوی

تیغ مژگان گر چه با چندان کشش آلوده نیست

گریه کن بر کشتگان وان تیغ مردافکن بشوی

نیم کشت غمزه کردی نیم خوردی در شراب

تهمت جان بهانه جوی را زین تن بشوی

خسروا از دل بسی رفتی تو خاک میکده

چند لاف زهد بازی تری از دامن بشوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد احساسات عمیق و پیچیده عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از طرف معشوق درخواست دارد که گریه‌ها و رنج‌هایش را کنار بگذارد و به جای آن به او توجه کند. او به دنبال یک نگاه از طرف معشوق است که شاید تسلی‌خاطر شود. شاعر به درد و دشمنی‌هایی که از عشق و جدایی ناشی می‌شود اشاره می‌کند و از دوستش می‌خواهد تا بر کشتگان و غم‌هایش بگرید. همچنین به تضاد بین زیبایی و درد اشاره می‌کند و به نوعی حسرت و ناامیدی خود را در مواجهه با عشق بیان می‌کند. در نهایت به تزویر و نفاق در زندگی نیز انتقاد می‌کند، به این صورت که برخی فقط به ظاهر زهد و دینداری خود می‌پردازند و حقیقت را نمی‌بینند.