نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

فتنه اهل نظر چون به جهان طلعت اوست

نظر عاشق شیدا همه بر صورت اوست

عشق آن روی بلایی و منش می طلبم

هر که را معرفتی هست، بلا نعمت اوست

باغبان، سرو سهی را مکن از باغ روان

کاین نظرهای خلایق همه بر قامت اوست

هوس زاهد بیچاره بهشت است و نعیم

طلب عاشق شیدا همگی رحمت اوست

بر در پیر مغان رفتم و جستم نظری

این همه بخشش، ازان یک نظر همت اوست

خسرو از خاک کف پای بتان گشت، چه باک

هر که در کوی بتان خاک شود همت اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که همه توجهات و عشق‌ها به سوی اوست. او از عشق و زیبایی می‌سازد و به تفاوت بین خواسته‌های زاهدان و عاشقان اشاره دارد. زاهدان بهشت و نعمت را می‌طلبند، در حالی که عاشقان تنها رحمت و محبت معشوق را خواهانند. شاعر همچنین به مراجعه خود به پیر مغان اشاره می‌کند و می‌گوید که تمامی بخشش‌ها و عطاها از یک نگاه معشوق نشأت می‌گیرد. در نهایت، این نکته را می‌زند که عشق و ارادت به معشوق، فرد را از خاک و محدودیت‌ها رها می‌کند.