نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بار عشقت بر دلم باری خوش است

کار من عشق است و این کاری خوش است

جان دهم در پاش، ار چه بی وفاست

دل بدو بخشم که دلداری خوش است

بلبل شوریده را از عشق گل

در چمن با صحبت خاری خوش است

راستی را سرو در نشو و نماست

از قد یارم نموداری خوش است

هیچ بیماری نباشد خوش، ولی

چشم جادوی تو بیماری خوش است

تیر چشم او جهان در خون گرفت

لیک از دستت کمان داری خوش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار درباره‌ی عشق و زیبایی آن صحبت می‌کند. شاعر از خوشی و لذت عشق می‌گوید و اینکه این احساس، حتی در آرزوهای ناکام، همچنان دلنشین است. او به درد و سختی‌های عشق اشاره می‌کند که چطور می‌تواند شیرین و دلپذیر باشد. همچنین او زیبایی یار را توصیف کرده و عشق را به نوعی بیماری خوشایند می‌داند که دل هر عاشقی را تسخیر می‌کند. به طور کلی، احساسات عاشقانه و زیبایی‌های آن محور این اشعار است.