نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۰ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گر چه سرو باغ را بالا خوش است

با قد رعنای تو ما را خوش است

زهر عشقت کام عیشم تلخ کرد

هست تلخ این چاشنی، اما خوش است

گر غمت غیری خورد، ناخوش شوم

خوردن غمها همین این جا خوش است

چون تو نایی، چیست این جور رقیب؟

خار می دانی که با خرما خوش است

بی تو من باری نیم خوش هیچ وقت

وقت تو خوش که تو را بی ما خوش است

شعله در دل یار در جان کسی زید

ناتوانی کش تب و حلوا خوش است

جان سنگین می کنم تا زنده ام

مردن فرهاد با خارا خوش است

گفت فردا زلف مشکینم نگر

امشبم بر بوی آن فردا خوش است

گفتیم ناخوش چرایی خسروا؟

چون کنم، چون شکل آن بالا خوش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عاشقانه و زیبایی‌های عشق صحبت می‌کند. شاعر به زیبایی یار اشاره می‌کند و می‌گوید هرچند مشکلات و تلخی‌هایی در عشق وجود دارد، اما همین تلخی‌ها نیز دلپذیر است. او بیان می‌کند که حتی در غم و رنج، وجود عشق باعث خوشی اوست. با تأکید بر این که زندگی بدون یار بی‌مزه است، شاعر به طرز زیبایی از آرزوها و خاطرات با یار سخن می‌گوید و عشق را هرچند شامل دردها و چالش‌ها باشد، خوشایند می‌داند. به عبارت دیگر، دوست داشتن و آرزوی دیدار یار برای او ارزشمندتر از هر چیز دیگری است.