نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کار بالای تو تا بالا گرفت

در همه دلها خیالت جا گرفت

هر که رفتار تو دید از بیم جان

هم ترا بهر شفاعت پا گرفت

تا نمی دیدم بلای جان ترا

دیده دنبال دل شیدا گرفت

می گرفتم لذتی از عمر خویش

کامدی تو در دل من جا گرفت

ما چنین کز دل گرفتاریم هست

حق به دستت، گر دلت از ما گرفت

چند سوزم، وه که روی دل سیه

کز وی اندر جانم این سودا گرفت

بیدلان را طعنه زد، خسرو بسوخت

تا کدامین آه دل او را گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. عاطفی که در دل‌ها جا گرفته و آتش عشق، جان را درگیر کرده است. شاعر از تأثیر رفتار معشوق بر دیگران و تمایل آن‌ها برای درخواست شفاعت او صحبت می‌کند. همچنین، او به زندگی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که حضور معشوقش در دلش لذتی به او می‌بخشد. در نهایت، شاعر به درد و رنجی که از این عشق کشیده است و تأثیر آن بر روح و جانش می‌پردازد.