نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

شکرین لعل تو کان نمک است

گرچه شکر نه مکان نمک است

خود نمک از لب تو چاشنی است

وین سخن هم ز زبان نمک است

حسن بر لعل تو خط می‌آورد

زان که او عامل کان نمک است

می‌گدازد لبت از بوسه زدن

چه توان کرد از آن نمک است

چشم من بین ز خیال لب تو

که شب و روز میان نمک است

می‌بیندیش ازین گریه من

آخر آن آب زیان نمک است

باری اندیشه خسرو می‌کن

که به حق جمله جهان نمک است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره زیبایی خاص و دلنشینی لبان محبوب است که به نمک تشبیه شده‌اند. شاعر به زیبایی و لطافت این لب‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید بوسیدن آن‌ها لذتی خاص دارد. همچنین، او به اندیشه‌های خود و احساساتش نسبت به این زیبایی اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تمام زیبایی‌های دنیا همچون نمک، جاذبه‌ای خاص و دلپذیر دارند.