شمارهٔ ۲۶۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آمد آن یاری که در دل جای اوست
راحت جان صورت زیبای اوست
آشنایی تازه کرد این سرکه او
ز آشنایان قدیم پای اوست
یک قبا جانم که از تن رفته بود
دیدم آنگه در ته یک تای اوست
لذت خو کرده خود باز یافت
دل که بد خو کرده حلوای اوست
خارها بس نیش سختم می زنند
گر چه ناوک رسته خرمای اوست
بر دلم کوه و غم و دل بر قدش
وه چه بارست اینکه بر بالای اوست
خسروا، گر دل ستد، تو در بمان
گیتی آن داند که آن کالای اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و ملاقات با یاری است که در دل شاعر جای دارد. شاعر از زیبایی و آرامش جان که در صورت محبوبش نهفته است صحبت میکند و احساس میکند که آشنایی تازهای با او برقرار کرده است. در ادامه، شاعر از جدایی و کمبودهایی که احساس کرده، سخن میگوید و به آرامشی که در وجود محبوبش میبیند اشاره میکند. او همچنین از رنجها و مشکلاتی که در دل دارد، سخن میگوید و بر این باور است که محبوبش باعث تسکین دردهای اوست. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر کسی دل را برباید، زندگی تنها به قیمت عشق ارزشمند است.