شمارهٔ ۲۹۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جانا، کرشمه تو ره عقل و دین زده ست
فریاد ازان کرشمه که راهم چنین زده ست
فتنه به گوشه های دو چشمت نهان شده
آفت به کنجهای دهانت کمین زده ست
ماری ست گرد عقرب زین حلقه جسته ای
آن جعد به حلقه حلقه که در زیر زین زده ست
تا باد برد بوی تو در باغ پیش سرو
از یاد لاله زار کله بر زمین زده ست
از بهر آن که لاف جمال تو می زند
صد بار باد بر دهن یاسمین زده ست
گفتم به دل که بر تو که زد ناوک جفا
سوی تو کرد اشارت پنهان که این زده ست
چشم تو رای زد که کشد بنده را به ظلم
انصاف می دهم که چه رای متین زده ست
خسرو، تو کیستی که در آیی در این شمار
کاین عشق تیغ بر سر مردان دین زده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و از تأثیر شگرفی که بر عقل و دین دارد، سخن میگوید. او به کرشمهها و نگاههای معشوق اشاره میکند که موجب فتنه و آشفتگی در دلها شده است. شاعر توصیف میکند که زیبایی معشوق چقدر میتواند خطرناک باشد، مانند ماری در میان علفها. او همچنین به تأثیر عطر معشوق بر گلها و اینکه چگونه زیبایی او بر دیگران سایه افکنده، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به معشوق میگوید که عشق او تأثیری عمیق بر مردان دین دارد و سوال میکند که این معشوق کیست که چنین اثراتی را بر دلها میگذارد.