نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ماییم کافتاب غلام جمال ماست

صد عید نو در ابروی همچون هلال ماست

روشن که می نماید از آیینه سپهر

آن آفتاب نیست، خیال جمال ماست

تا چشم اختران نرسد در کمال ما

چرخ کبود پرده عین الکمال ماست

در پیش ما بهای جهان است کنجدی

آن نیست کنجد و اگر آن هست، خال ماست

از عشق ما کسی نزید وانکه می زید

از کاهلی غمزه مردم شکال ماست

عاشق کشیم و سایه رحمت نیفگنیم

کاین مرحمت به مذهب خوبان وبال ماست

عشاق پیش ما دو جهان می کشند، لیک

این پیشکش چه در خور عز و جلال ماست

آن عاشقی که گشت گم اندر خیال او

او خود نماند، وانکه بود هم خیال ماست

خاک تنی که پخته شد از سوز ما، درو

هم خون او خوریم چو می، کان سفال ماست

پامال گشت در ره ما خسرو و دیت

او را همین بس است که او پایمال ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بازتابی از عشق و جمال الهی است که در آن شاعر به زیبایی و نورانیت جمال خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که زیبایی و کمال او برتر از هر چیزی در جهان است و عشق به او باعث می‌شود که دیگران احساس حقارت کنند. شاعر به رابطه عاشق و معشوق اشاره دارد و بیان می‌کند که عاشقان به خاطر عشقشان هر فانی را تحمل می‌کنند. در نهایت، او بر این باور است که عشق و زیبایی او همچون خورشید درخشنده است که به همه چیز نور می‌بخشد و هر کسی که در این مسیر باشد، فقط سایه‌اش را تجربه خواهد کرد.