شمارهٔ ۳۵۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دامن گل ز ابر پر گهر است
باغ را زیب و زینت دگر است
غنچه بر باد داد دل، چو گشاد
چشم بر گل که مو به روی فر است
به یکی جام کش رسید از دور
نرگس افتاده مست و بی خبر است
همه از سرو می برد بلبل
نیک یکبارگی بلند پر است
هر چه تسخیر کیف یحیی الارض
خواند بلبل به خط سبزه در است
گل ورق راست کرده از شبنم
مهره آن ورق همه گهر است
دوستان را کنون ز بهر نشاط
جانب باغ و بوستان گذر است
ورق گل اگر لطیف افتاد
خط سبزه ازان لطیف تر است
نرود سوی باغ خسرو، ازآنک
باغ او بزم شاه نامور است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای طبیعت اشاره دارد و با تشبیهات و توصیفاتی زیبا از گلها، گیاهان و باغ سخن میگوید. دامن گل به زیبایی ابرها توصیف شده و باغ را به عنوان جایی زیبا و زینتدهنده معرفی میکند. غنچهها بر اثر باد باز میشوند و دیوانگی نرگسها را نشان میدهند. بلبلها به خاطر زیباییهای باغ سرمست و شاداب هستند و لذتها و خوشیهای خود را با صدای دلنوازشان به تصویر میکشند. در نهایت، اشاره به این دارد که دوستان برای خوشگذرانیدن به باغ و بوستان میروند و زیباییهای آن را تحسین میکنند. شایان ذکر است که باغ خسرو، به عنوان باغی خاص و شاهانه توصیف شده است.