شمارهٔ ۳۴۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
جان که چنین تب کش سودای تست
نعل بهای سم شهبای تست
دل که سراسیمه کوی غم است
نامزد زلف مطرای تست
عقل که او خوبترین جوهری ست
پیشکش نرگس شهلای تست
پرده برافگن که هزاران چو من
منتظر عارض زیبای تست
آنچه ز تو حاجت خسرو بود
در برش انداز که مولای تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن از شاعری بزرگ به لحن عاشقانه بیان شده است و در آن، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق توصیف میکند. او به جان، دل و عقل خود اشاره میکند و آنها را به عشق و زیبایی معشوق پیوند میزند. شاعر از کسانی میگوید که در انتظار دیدار زیبایی معشوق هستند و در نهایت به نیازها و خواستههای خود از معشوق اشاره میکند، که نشان از وابستگی و عشق عمیق او دارد.