نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شب گذشته ست و اول سحر است

بانگ بلبل به می نویدگر است

وقت او خوش که در چنین وقتی

باده بر دست و نازنین به بر است

کشتی باده نه به کف، باری

عمر ازینسان رود چو بر گذر است

چند گویی که مست و بی خبری

هر که او مست نیست بی خبر است

صرفه خشک زاهدان را باد

هر چه ما راست در شراب تر است

ساقیا، غوطه ده مرا در می

که می آشام شعله در جگر است

گر چه بد مستی است عیب حریف

کندن ریش محتسب هنر است

گر به میخانه مفسدان شراب

پادشاهند، بنده خاک در است

خسروا، چند از گنه ترسی

رو که عفو خدای معتبر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به توصیف زیبایی‌های شب و سحر می‌پردازد و بیانگر حالتی است که در آن باده نوشی و لذت بردن از زندگی با عشق و زیبایی تلفیق شده است. شاعر می‌گوید که در این زمان خوش، باده نوشی و عشق به محبوب ضروری است و نوشیدن باده باعث فراموشی و رهایی از غم‌ها می‌شود. او به زاهدان و خشک‌اندیشان انتقاد می‌کند و می‌گوید که مست بودن و شاد بودن بهتر از زندگی بی‌خبر و بی‌احساس است. شاعر همچنین به عفو خداوند اشاره می‌کند و از اهمیت عشق و لذت‌های زندگی می‌گوید، حتی اگر این لذت‌ها در نظر بعضی‌ها گناه باشد.