شمارهٔ ۳۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ای رخ زیبای تو آینه سینه ها
روی ترا در خیال زین نمط آیینه ها
غمزه مزن کان خیال تا به جگرها نشست
تیغ بلارک دمید وای که بر سر سینه ها
یاد توام می کند کار جواب هلاک
خواب که بیند گدا حاصل گنجینه ها
بس که ز رویت نمود خانه مرا پر خیال
مر همه دیوارهاست پیش من آیینه ها
صبر نمودی مرا از نظری پیش از این
حسن توام توبه داد زان همه پیشینه ها
دل که ز دعوی صبر لاف همی زد کنون
بین که چه خوش می کشد هجر از و کینه ها
شعله دیرینه را داغ ز دل رفته بود
نوپسری تازه کرد آن همه دیرینه ها
توبه شکن صوفیا، خرقه به می شو که هست
بر قصب شاهدان خرقه پشمینه ها
چرخ بشد، ساقیا، دوش می با صفا
درد به خسرو رسان، زان همه دوشینه ها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و تأثیر عمیق آن بر دل و جان شاعر است. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره میکند و از تأثیر غمزههای او بر دل و احساساتش سخن میگوید. او از عواطفی چون عشق، هجران و درد یاد میکند و به یادآوری خاطرات تلخ و شیرین از عشق میپردازد. در عین حال، اشاره به توبه و ضیافتهای عرفانی و معنوی نیز به چشم میخورد. در نهایت، شاعر احساس میکند که زیبایی محبوبش زندگی و روحش را تحت تأثیر قرار داده و او را درگیر احساسات عمیق و گاه متضاد کرده است.