شمارهٔ ۴۰۶ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای داشته به سر ز رعونت کلاه کج
سر کج مکن که کج بودش جایگاه کج
سیلی باد بین که چسان افگند به خاک
غنچه که می نهد دو سه روزی کلاه کج
از چشم راست بین همه را، کز کژی بود
کردن به مردمان ز تکبر نگاه کج
در نیک کوش کت بد و نیک ار به طینت است
کز خاک راست است بر آید گیاه کج
گمراهیت به بادیه های کج افگند
تو راه راست گیر و رو، ار هست راه کج
دنیا به عهد تو نشود بر مراد تو
کز زور دست تشنه نشد راه چاه کج
خسرو حساب خویش ترا داد راست پند
تو خواه راست دان سخنش را و خواه کج
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین تواضع و خودشناسی اشاره دارد. شاعر به شخصی که به غرور و رعونت گرفتار است، هشدار میدهد که نباید با کجروی و تکبر به دیگران نگاه کند. او به نیککرداری و اعمال درست تأکید میکند و میگوید که حتی اگر طینت فرد بد باشد، با تلاش میتواند به نیکی دست یابد. همچنین از دقت در انتخاب راه صحیح در زندگی سخن میگوید و یادآوری میکند که دنیا همیشه به خواستههایمان پاسخ نمیدهد و بنابراین باید از مسیر درست و راستگرایانه پیروی کنیم. در نهایت، شاعر به حسابرسی از اعمال خود اشاره کرده و تأکید میکند که در نهایت، حقیقت همیشه روشن خواهد شد.