نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می‌آید

ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می‌آید

رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شد

دلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش می‌آید؟

بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوسته

نصیب جان مجروح من درویش می‌آید

ز بیگانه نمی‌نالم، مرا معلوم شد، ای مه

که غم‌های جهان یکسر مرا از خویش می‌آید

منال ز جور و محنت‌ها، خموش و دم مزن خسرو

که بر بی‌صبر در عالم مصیبت بیش می‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و اندوه جدایی و فراق سخن می‌گوید. او به محبوبش اشاره می‌کند که در گلستان رفته و او را تنها گذاشته است. شاعر از نیش و آزارهایی که از جدایی می‌کشد، شکایت می‌کند و می‌گوید که معشوقش به دشمنی‌اش پرداخته است. او به ناامیدی‌اش از زندگی و محنت‌های ناشی از دوری اشاره می‌کند و اینکه این دردها از دیگران نیست، بلکه از خود اوست. در نهایت، شاعر به عدم صبر و تحملش در برابر این مشکلات اشاره می‌کند و می‌گوید که بر او مصیبت‌ها فرو می‌ریزند.