نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد

دلم از غمزه می جویی، فسون خوانی همین باشد

اگر فرمان دهی بر من، طریق بندگی دارم

چو می دانی طریق بنده فرمانی همین باشد

مرا کشتی به تیغ غم، نمی گویم پشیمان شو

سری ز افسوس در جنبان، پشیمان همین باشد

سلیمان دولتی از رخ، چرا خط می کشی بر من

به موران می دهی خاتم، سلیمانی همین باشد

زهر مو بسته ای زنار و می گویی مسلمانم

بگویید، ای مسلمانان، مسلمانی همین باشد؟

در خوبان زدی، خسرو، همی دانم سزا دیدی

سزای آنچنان کاری، نمی دانی همین باشد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تفکرات شاعر درباره عشق، بندگی و مسلمانی می‌پردازد. شاعر از غم و درد دلش سخن می‌گوید و به تأمل در حالات خود و اطرافیانش می‌پردازد. با اشاره به غمزه و فسون، او نشان می‌دهد که در پی کمال و حقیقت است. همچنین به نقص ها و ویژگی‌های خود و دیگران می‌نگرد و بیان می‌کند که برخی از ظواهر مانند خط و خاتم، نمی‌توانند نشان دهنده حقیقت درونی باشند. در نهایت، او می‌گوید که مسلمانی واقعی و بندگی واقعی به درکی عمیق‌تر و خالص‌تر نیاز دارد.