نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هنوزت ناز گرد چشم خواب‌آلود می‌گردد

هنوز از تو شکیب عاشقان نابود می‌گردد

چرا دیوانگی نارد مرا در گرد کوی او؟

که در هر گوشه چندین جان ناخشنود می‌گردد

به صد جان بنده‌ام آن غمزه را با آنکه می‌دانم

که مرگم گرد آن پیکان زهرآلود می‌گردد

چه پرسی حال شب‌های کسی کش چون تو غمخواری

همه شب از درون جان غم فرسود می‌گردد

جگر می‌سوزدم، جانا، مشو ناخوش ز بوی من

اگر در گرد دامان تو بوی عود می‌گردد

مناز از روی چون خورشید خود چندین، چو می‌دانی

که روز حسن را سایه به غایت زود می‌گردد

تو معذوری، اگر در روی خسرو چشم نگشایی

چنین کز آه او هر دم جهان پر دود می‌گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دردهایی است که ناشی از آن است. شاعر از غم و غصه‌اش به خاطر دوری معشوق صحبت می‌کند و از زیبایی‌های او و تأثیر آن بر دل عاشقان سخن می‌گوید. او به دیوانگی و بی‌تابی خود در انتظار دیدار معشوق اشاره می‌کند و به احساسات عمیق و سوزناک خود در شب‌های طولانی و تنهایی می‌پردازد. شاعر همچنین از بوی خوش معشوق و زیبایی‌اش یاد می‌کند و می‌گوید که حتی بوی او هم بر دردش می‌افزاید. او می‌داند که معشوق به دلیل زیبایی‌اش نمی‌تواند به او توجه کند، اما عشقش همچنان شعله‌ور است و در نهایت، تنها آه و اندوه به جا می‌گذارد.