شمارهٔ ۴۴۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به چشمم تا خیال لعل آن قصاب میگردد
دمادم در اشک من به خون ناب میگردد
دمادم سجده میآرم من بیدل به هر ساعت
خیال طاق ابروی توام محراب میگردد
همیگردد خیال رویت اندر خانه چشمم
مثال ماهیی کاندر میان آب میگردد
سر زلفت سرش بر باد خواهد داد میدانم
که رسوا میشود دزدی که در مهتاب میگردد
تو سلطانوار بنشین و مترس از خسروی چون من
که او از گریهای در پای ما نایاب میگردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و زیباییهای محبوب میپردازد. شاعر در آن به توصیف چشمان محبوب و تأثیر آن بر خود میپردازد، به طوری که خیال او باعث اشک ریختن و تحول در عواطفش میشود. او در هر لحظه به سجده عشق میپردازد و ابروان محبوب را به عنوان مکانی مقدس برای عبادت میداند. همچنین خیال محبوب در ذهن او به صورت یک ماهی در آب تجلی میکند و زلفهای او را به خیانت و رسوایی میکشاند. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد که با آرامش و آرامش سلطنت کند و از قدرت خود نترسد، چون خود او به خاطر عشقش، به حالت نایابی میافتد.