شمارهٔ ۴۴۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم را گاه آن آمد که کام از عیش برگیرد
ز دست ساقی دوران چو گردون جام زر گیرد
ملامت می کند ما را خرد در عشق ورزیدن
دل عاشق کجا قول خود را معتبر گیرد؟
به عیاری کسی آرد شبی معشوق خود در بر
که جان بر کف نهد تا روز ترک خواب و خور گیرد
ز راز خلوت ما شمع چون روشن کند رمزی
بگو پروانه تا خادم زبان شمع برگیرد
اگر لشگر کشد سلطان به ویرانی، چه غم باشد؟
گدایی را که صد کشور به یک آه سحر گیرد
گر از دست غمت خسرو شود فانی، ندارد غم
به پایت گر دهد جان را، حیات نو ز سر گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و چالشهای عشق سخن میگوید. او به عبارتی به لذتهای دنیا و خطراتی که عشق به همراه دارد اشاره میکند. دل عاشق در میان ملامتها و انتقادات پیرامون عشق، به خود اطمینان دارد و آن را معتبر میداند. شاعر همچنین به شرافت و خطرات عشق میپردازد، مثل اینکه شخصی برای عشق خود جانش را نیز به خطر میاندازد. در نهایت، او بیان میکند که حتی در صورت بروز مصیبت و مشکلات، عشق و امید به زندگی دوباره قابل دسترسیاند و هیچ چیزی نمیتواند ارزش عشق را کاهش دهد.