شمارهٔ ۴۴۹ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مه روزه رسید و آفتابم روزه می دارد
چه سود از روزه کز گرمی جهانی را بیازارد
به دندان روزه را رخنه کند، پس از لب شیرین
لبالب رخنه های روزه زان شکر به بار آرد
دهانش را که بوی مشک می آید گه روزه
ازان خط است کز پیراهن لب مشک می کارد
به شب هم فرض شد بر عاشقان کوی او روزه
که هر کان روی چون مه دید شب را روز پندارد
نگارا، روزه چندم قضا شد در ره هجرت
مپوشان روی تا جانم قضای روزه بگذارد
هلالی گشتم از روزه کمند زلف را بفگن
که تا خورشید بربندد، ازان بالا فرود آرد
مرا صوم وصال است از تو و کافر کند خلقم
که ابرویت نمازی در دو محرابم فرود آرد
به روزه مؤمنان رغبت کنند حلوا به شیرینی
به کویت زان رسد خسرو که آنجا شهد می بارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد مفهوم روزه و عشق و ارتباط آن با زیبایی و لذتهای زندگی است. شاعر به تأثیر منفی گرمای روزه بر جهانیان اشاره میکند و روزهای را دینی میداند که بهجای شدت و سختی، میتواند به لذت و شیرینی عشق نزدیک شود. او با طعنه به روزهداران میگوید که حتی اگر از لبان شیرین خود طعم شکر بگیرند، بویی خوش از عشق نمیتوانند پنهان کنند. در نهایت، شاعر به صورت عاشقانه و معشوقانه روزه عشق را مطرح میکند که در آن، دیدن چهره محبوب، شب را به روز مبدل میسازد و او را از زندگی روزمره دنیوی دور میکند.