نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشد

محال است این که جانم با صبوری آشنا باشد

نخواهد مرده کس خود را، ولی من زین خوشم، زیرا

ز جان خویش در رنجم که پهلویت چرا باشد

نپنداری ز بهرش رنجها دیده ست این دیده

حقش بگذارم، ار یک شب ترا در زیر پا باشد

صبا گو بویت آرد تا زید بیچاره مسکینی

که او را زندگی زینگونه بر باد هوا باشد

ز هجرش بس که در خود گم شدم، آگاهیم نبود

که هر شب من کجا و او کجا و دل کجا باشد

گرفتاری من در گیسوی جانان کسی داند

که در دام بلایی همچو خسرو مبتلا باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و رنج ناشی از آن صحبت می‌کند. او می‌گوید که در حالتی از وابستگی و شیدایی به معشوق است و هیچ‌گونه آرامش و صبوری در زندگی‌اش وجود ندارد. گرچه دیگران ممکن است در رنج نباشند، او به خاطر عشق و علاقه‌اش بسیار رنج می‌برد. شاعر همچنین به دوری و جدایی از معشوق اشاره دارد و می‌گوید که به شدت در فکر و خیال او غرق شده است و از درد جدایی آگاه نیست. در نهایت، او به مسأله گرفتارشدن در عشق و غم ناشی از آن اشاره می‌کند که تنها کسی می‌تواند آن را درک کند که خود نیز چنین وضعیتی را تجربه کرده باشد.