نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

هوایی می رسد کز سر گریبان چاک خواهم زد

کلاه عافیت با سر بهم بر خاک خواهم زد

بر آن گلرخ چو راهم نیست، سوی باغ خواهم شد

به یادش پیش هر سروی گریبان چاک خواهم زد

مرا این بس که بر خاکم سواره بگذری روزی

گذشته ست آنکه من این زهر را فتراک خواهم زد

همی گفت از تو شویم دست ازین غم، گر رسم روزی

بسا گریه که پیشش زین دل غمناک خواهم زد

به جان تو که جان تاباک باشد در دم آخر

دم مهر و وفایت هم در آن تاباک خواهم زد

ز خونم، گر چه ناپاک است آن، در شوی هم کامشب

من آبی بر درش زین دیده نمناک خواهم زد

به شبهای غمم بی تو چه جای عقل و جان و دل

بیا، ای شمع جان، کاتش درین خاشاک خواهم زد

ازین پس، خسروا، دیوانگی، زیرا نماند آن دل

که لاف شیر پیش آن بت چالاک خواهم زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی‌اش صحبت می‌کند و به شدت احساس درد و غم خود را بیان می‌کند. او به محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که به خاطر یاد او تا زمانی که زنده است، هر روز به یادش گریه خواهد کرد. شاعر به نوعی سرنوشت خود را با نام محبوبش گره می‌زند و می‌گوید که در برابر غم‌هایش فقط می‌تواند به او پناه ببرد. همچنین از احساس بی‌تابی و دیوانگی‌اش در نبود محبوب صحبت می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که بدون عشق او، زندگی ارزش ندارد. در نهایت، این شعر با تأکید بر عمق عشق و دردی که شاعر تجربه می‌کند، به اوج احساسات انسانی می‌رسد.