نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلت هر لحظه می‌گردد کجا روی وفا روید؟

غلط خود می‌کنم، در سنگ غلتان کی گیا روید؟

ز بس دل‌ها که در کویت فرو شد، هر زمان آنجا

همه باران خود بارد، همه مردم گیا روید

دلت سنگ است و من از تو زبان گندمین خواهم

چگونه خوشه گندم ز روی آسیا روید

بناگوش بنفشه سرکش است از نالش سبزه

که تا آن سبزه در زیر بناگوشش چرا روید؟

بسی دیدم که گلهای معین روید از بستان

ندیدم بوستانی کاندران مشک ختا روید

خطی باشد به خون ز اقرار دل از بندگی او

هر آن سبزه که بر خاک درت از خون ما روید

بود از غصه های دل بهم پیوسته تو بر تو

گلی کز آب چشم ما به کویت جابه جا روید

دل خسرو که از باد حوادث دانه غم شد

نمی‌داند که در کشت وفاداری کجا روید؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف حال دل و احساسات شاعر درباره عشق و وفاداری می‌پردازد. شاعر از دلدادگی و دل‌تنگی خود سخن می‌گوید و به تلاطم عواطفش اشاره می‌کند. او به سنگینی دل و غم‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که چگونه با وجود مشکلات، همچنان جستجوی وفا و محبت در دل دارد. تصویرسازی‌هایی از طبیعت، همچون باران، گل‌ها و سبزه‌ها، به بیان احساسات عمیق شاعر کمک می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و غم چگونه در زندگی و دل انسان جریان دارد. در نهایت، شاعر به این فکر می‌کند که در مسیر وفاداری و عشق، باید چگونه پیش برود و به کجا برسد.