نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رخی داری که وصف آن به خاطر درنمی‌گنجد

شراب لذت دیدار در ساغر نمی‌گنجد

کسی را در دهان تنگ خود چندین شکر گنجد

که تو می‌خندی و اندر جهان شکر نمی‌گنجد

کجا چیده بود آن مو همه کز لب برون آری

ز تنگی در دهان تو چو مویی در نمی‌گنجد

خیالت چون به چشم آمد، برون شد مردم چشمم

که در یک دیده مردم دو مردم در نمی‌گنجد

مرا سودای آن خط همچو دفتر ساخت تو بر تو

بگردانم ورق اکنون که در دفتر نمی‌گنجد

درآ در چشم و بیرون کن خیالات دگر کآنجا

نگنجد مو که دو سلطان به یک کشور نمی‌گنجد

مرا گویی که دل بر یار دیگر نه، نهم، لیکن

همین در دل تو می‌گنجی، کس دیگر نمی‌گنجد

ز هجرت موی شد خسرو، ولی از شادی وصلت

ببین آن موی را باری که در کشور نمی‌گنجد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره محبوبش است. شاعر می‌گوید که زیبایی و جذابیت محبوبش به قدری زیاد است که هیچ توصیفی قادر به بیان آن نیست. او به شکلی نمادین به می و شادی ناشی از دیدن محبوب اشاره کرده و تصریح می‌کند که دلش نمی‌تواند به کسی جز او راه یابد. همچنین، شاعر با استفاده از تصاویری از مو و لب، سعی دارد تا عمق عشق و احساسات خود را منتقل کند و نشان دهد که عشق واقعی در دل نمی‌تواند جایی برای دیگران داشته باشد. در کل، این شعر بازتابی از عشق آتشین و بی‌حد و مرز شاعر به معشوقش است.