شمارهٔ ۴۷۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
از سیمبران چون تو، طناز برون ناید
یکبار تو را دیدم جان شده باز آمد
از دیده مشویک سو، تا باز برون ناید
تو حال دلم پرسی، من در رخ تو حیران
خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید
گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه
بر بند دهانم را تا راز برون ناید
خود کیست، نمی دانی آن شوخ که پیوسته
در سینه درون باشد، از ناز برون ناید
خط تو معاذالله حقا که عجب دارم
کز جان من مسکین زاغاز برون ناید
دیوانه خوبان را عیار نگیرد کس
تا در قدم اول جانباز برون ناید
از بس که فراوان زد دستان غمش خسرو
ناله هم ازو زین پس ناساز برون ناید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و پیچیدگیهای عشق اشاره دارد. شاعر به طور مکرر از عدم توانایی در بیان احساساتش و رازهای درونش سخن میگوید. او به محبوبش میگوید که هیچکس نمیتواند از عشق و شیدایی او مانند او فرار کند و عشق او آنقدر عمیق است که نمیتوان آن را با یک بوسه ساده خاموش کرد. همچنین، شاعر به این نکته میپردازد که فقط او و احساساتش از درون خود او آگاه هستند و دیگران نمیتوانند آن را درک کنند. در نهایت، او از ناتوانی در بیان درد و غم ناشی از عشق صحبت میکند و میگوید که نالههایش از این درد ناشی خواهد شد.