نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دروغ و راستی کان غمزه غماز پیوندد

درد صد پرده عاشق ز لب وان باز پیوندد

بلا را نو کند رسم و طریق فتنه نو سازد

چو او اول کرشمه با طریق ناز پیوندد

به سینه نارسیده بگذرد و ندر جگر شیند

خدنگی با کمان کان ترک تیرانداز پیوندد

به خون گرم دل پیوست با او گر بری دل را

چو خون گرم است هر صد بار دیگر باز پیوندد

مرا چه حد وصلست، این قدر بس قرب او باشد

سخن با یکدگر کاواز با آواز پیوندد

چه باشد حال من جایی که هر شب بهر تاراجم

خیالش ساخته با این دل ناساز پیوندد

همی گویند جان خواهی، مجو پیوند ازو، خسرو

ز بهر زیستن گنجشک با شهباز پیوندد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و پیچیدگی‌های آن می‌پردازد. شاعر در اینجا به بیان احساسات و دردهای عاشقانه می‌پردازد و نشان می‌دهد که دروغ و راست در روابط عاشقانه در هم آمیخته‌اند. او از بلای عشق سخن می‌گوید که راه‌های جدیدی را برای فتنه و فریفتن ایجاد می‌کند. هر بار که عاشق از معشوق دور می‌شود، دلش دوباره به او می‌پیوندد، مانند خون گرمی که دوباره به زندگی بازمی‌گردد. شاعر همچنین به ناهنجاری‌های عاطفی اشاره می‌کند و این که چگونه خیال معشوق تمام وجودش را تسخیر کرده است. در نهایت، او نتیجه می‌گیرد که برای زیستن، باید با دشواری‌ها و چالش‌ها کنار بیاید.