شمارهٔ ۴۸۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد
صد زاهد دین، بسته زنار توان کرد
دیوانه شود زنده، ولی خلق بمیرند
گر نقش جمال تو به دیوار توان کرد
آن تیز نگه کردن تو جانب عشاق
نیشی ست کز آن صد جگر افگار توان کرد
داری چو هوس بردن دل، پیش در تو
دلها بتوان بردن و انبار توان کرد
عشق چو تویی، گر چه که سوزنده بلایی ست
کاری ست که جان در سر این کار توان کرد
آن دم که بگرییم ز هجران تو با خویش
ماتم زده ای چند در آن یار توان کرد
بر خسرو بیچاره ز اندوه دل خویش
بر مورچه گر کوه گران بار توان کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره قدرت و تأثیر عشق و زیبایی معشوق بر دل عاشق است. شاعر به تأثیر عمیق و غیرقابل کنترل عشق اشاره میکند و میگوید که لحظهای که انسان زلف معشوق را ببیند، میتواند زاهدان را به گناه بیندازد. عشق، هرچند که دردناک و سوزاننده است، اما توانایی فوقالعادهای دارد که دلها را تسخیر کند. همچنین، احساس دلتنگی و ماتم ناشی از جدایی از معشوق نیز به تصویر کشیده شده است. شاعر از قدرت عشق و عواطف انسانی میگوید که میتواند بار سنگینی را بر دوش انسان بگذارد.