نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ماییم درون سوخته، بیرون شده ای چند

در سلسله لیلی و مجنون شده ای چند

خوردیم بسی خون دل از تو، تو هم آخر

یک می بخور از دست جگر خون شده ای چند

چون حال دگرگون شده زاندوه تو ما را

تو روی مگردان ز دگرگون شده ای چند

ای مرغ، چه خوانی سوی باغ، از خسک هجر؟

بگذار درین بادیه بیرون شده ای چند

در عشق فدا شد دل و جان و تن خسرو

اینک نگر از بخت همایون شده ای چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و احوال عاشقان و درد و رنجی که از جدایی معشوق متحمل می‌شوند، پرداخته است. شاعر از دگرگونی‌های احساسی ناشی از عشق و فراق صحبت می‌کند و به چالش‌ها و مصایب موجود در این مسیر اشاره می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که نگاهی به وضعیت آشفتۀ عاشقان بیاندازد و از درد‌های آن‌ها مطلع شود. همچنین به فداکاری‌هایی که در عشق صورت گرفته، اشاره کرده و به سرنوشت و بخت افراد عاشق پرداخته است. در کل، شعر در ادامه بیانگر پیچیدگی‌های عشق و تحمل رنج‌های ناشی از آن است.