نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود

بر عاشق مسکین که رخ از خون تر آلود

یک شب ز برای دل من محرم من باش

بشنو ز دلم چند حدیث جگر آلود

مانا که بپرسی ز دل من که چه کردی؟

در کوی تو کز خون همه دیوار و در آلود

جانها که گرفتار لبت گشت چه دانی؟

پرواز مجو از مگسان شکر آلود

عاشق که بمیرد ز رخ زرد چه خیزد؟

عشق است دروغش که مسی را به زر آلود

نزل غم تو باد حرامم به فراغت

گر چشم دلم هیچ گه از خواب و خور آلود

آسوده به خاک درت، اینک سر خسرو

زان صندل راحت که برین درد سر آلود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و غمگین شاعر می‌پردازد. شاعر از محبوبش می‌خواهد که با لبخندی بر رخ زیبایش، دل عاشق مسکین را شاد کند، چرا که او در عشق خود دچار درد و رنج است. او از محبوب می‌خواهد که یک شب به دل او گوش دهد و از مشکلات و دردهای عاشقانه‌اش بگوید. شاعر به یاد می‌آورد که دیوار و در کوی محبوبش از خون دل عاشقان آغشته است. او همزمان به زیبایی و شیرینی عشق اشاره می‌کند و عشق را ارزشمند می‌داند، حتی اگر با غم و درد همراه باشد. در نهایت، شاعر به آرامش و راحتی درخواب و خوراک اشاره می‌کند و از محبوب می‌خواهد که این آرامش را برای او فراهم کند.