نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

زمانه شکل دیگر گشت و رفت آن مهربانی‌ها

همه خونابهٔ حسرت شدست آن دوستگانی‌ها

عزیزانی که از صبحت گران‌تر بوده‌اند از جان

چو بر دل‌ها گران گشتند بردند آن گرانی‌ها

نشان همدمان جایی نمی‌بینم، چه شد آری

زمانه محو کرد از سر دگر ره آن گرانی‌ها

کنون در کنج مهمان زمینند آنکه دیدستی

پری‌رویان زیور کرده را در میهمانی‌ها

چو مشک ما همه کافور شد از سردی عالم

جوانان را ز ما دل سرد شد کو آن جوانی‌ها

وگر سوزیم در عالم کسی دلسوز ما نبود

ز بس کز مهربانان رفت سوز مهربانی‌ها

مخند، ای کامران عشق، بر تلخی عیش من

که من هم داشتم اندازه خود کامرانی‌ها

کسی کامروز در شادیست فردا بینیَش در غم

نوید ماتم غم دان نوا و شادمانی‌ها

به نقد خوشدلی مفروش ده روز حیات خود

که خواهد رایگان رفتن متاع کامرانی‌ها

غم آرد یاد شادی‌های رفته در دل خسرو

چو یاد تندرستی و زمان شادمانی‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تغییرات زمانه و از دست رفتن محبت‌ها و دوستی‌ها اشاره دارد. شاعر از حال و هوای گذشته یاد می‌کند که دوستان و عزیزان ارزشمندتر از جان بودند، اما اکنون آن محبت‌ها و گرمی‌ها دیگر وجود ندارند. او احساس تنهایی می‌کند و می‌بیند که همدمان گذشته از بین رفته‌اند و جای آن‌ها خالی است. همچنین به سردی و غم در زندگی جوانان اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس در این دنیا برای دلسوزی و کمک به آن‌ها نیست. شاعر به تلخی زندگی و ناپایداری خوشی‌ها می‌پردازد و به این نتیجه می‌رسد که باید از لحظات خوش حیات استفاده کرد، زیرا این لحظات به زودی می‌گذرند و غم و حسرت جای آن‌ها را می‌گیرد. در نهایت، او نگران یادآوری شادی‌های گذشته و غم این یادآوری است.