شمارهٔ ۵۰۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
وان بخت که پیش آمده بد، بیش تر آمد
شادی همه غم بود ز بر نامدن کار
آن غم همه شادی شد و آن کار برآمد
بر لاله گلبرگ دماغم رسد امروز
کز زلف توام بوی نسیم سحر آمد
آیینه جان روی نما می کشمت پیش
کایینه رخسار توام در نظر آمد
شیرینی لعلت نرود از بن دندان
کز لعل توام در بن دندان شکر آمد
در مردم من مردمک دیده نگنجد
اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد
در پای تو خسرو چه کند، گر نکند جان
اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت یک فرد خاص اشاره دارد. شاعر از احساسات متناقض شادی و غم صحبت میکند؛ به طوریکه عدم موفقیت در کارها باعث غم شده و حالا که بخت او به او روی آورده، آن غم به شادی تبدیل شده است. شاعر از عطر و بوی زلف محبوبش صحبت میکند و همچنین به زیبایی چهره او اشاره میکند که همواره در ذهنش نقش ببندد. همچنین درباره لذت و شیرینی لبهای محبوبش میگوید و اینکه چقدر این عشق بر او تاثیرگذار است. در نهایت، شاعر بیان میکند که دیدن محبوبش همه چیز را برایش ارزشمند کرده و هیچ چیز دیگری در زندگی برایش اهمیت ندارد.