نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ترسم که از اطراف جهان دود برآید

گر آه من از جان غم اندود برآید

بر بوی تو آتش زده ام مجمره دل

از وی چه عجب، گر نفس عود برآید

آتشکده دل بر ما، چند بپوشم

شک نیست که از آتش ما دود برآید

دل خود چه متاع است که از ما طلبد دوست؟

حقا که اگر جان طلبد زود برآید

هر دل که ندارد خبر از حسن ایازی

شرط است که گرد دل محمود برآید

بعد من اگر گوش نهی بر سر خاکم

از خاک همه نغمه داود برآید

خسرو نتواند که کند فکر وصالت

کاری ست که با طالع مسعود برآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نگرانی شاعر را از بروز احساسات و تأثیر آنها بر جهان اطرافش بیان می‌کند. او از عشق و آرزوهای خود می‌گوید و تشبیهی به آشفته شدن دل به آتش دارد. شاعر به این موضوع می‌پردازد که دلش تحت تأثیر عشق به معشوق، دچار آتش و غم شده است و ممکن است این احساسات به شکل دود و عطر در جهان پخش شوند. همچنین او تأکید می‌کند که هر دل بی‌خبر از زیبایی معشوق، به ناچار تحت تأثیر عشق اصلی قرار خواهد گرفت و سخنانی از دل دیگران برمی‌آید. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که در صورت غیبتش، نغمه‌هایی از دلش به گوش خواهد رسید و به نوعی نشان می‌دهد که عشق و وصال موقوف جریانات خاصی است که به سرنوشت او وابسته است.