نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر چشم من از صورت تو دور نباشد

دور از تو دلم خسته و رنجور نباشد

مهجور شوم از تو و جز آه سحرگاه

سوزنده کسی بر من مهجور نباشد

آن دیده چه آید که به روی تو نیاید؟

آن چشم چه بیند که در او نور نباشد؟

صد رنگ برانگیخت ز خون دل خسرو

نقش تو که در خامه شاپور نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از عشق و فاصله صحبت می‌کند. او می‌گوید اگر چشمش از تصویر محبوب دور نباشد، دلش نیز خسته و رنجور نخواهد بود. در غیاب محبوب، تنها آه می‌کشد و به جز او کسی نمی‌تواند بر دلش تاثیر بگذارد. همچنین، شاعر ابراز می‌کند که اگر چشمی به چهره محبوب ننگرد، دیدن آن چشمی مفهومی نخواهد داشت. در نهایت، اشاره می‌کند که حتی زیبایی‌ها و رنگ‌ها نیز از خون دل او برمی‌خیزند، زیرا نقش محبوب او در هنر و زندگی‌اش بی‌نظیر است.