شمارهٔ ۵۱۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روزی اگر آن ماه به مهمان من آید
دوران فلک در ته فرمان من آید
دیوانه دلی داشتم، آواره شد از من
کی باز درین سینه ویران من آید
هر صبحدم از گریه شود خون دلم آب
کز باد نسیم گل خندان من آید
من دانم و من، چاشنی درد تو، جانا
حاشا که طبیب از پی درمان من آید
جانم تو ستان، باز تنم خاک ستاند
آن دم که اجل در طلب جان من آید
در کوی تو نایم که پریشان شودت دل
گر چشم تو بر حال پریشان من آید
دانی که چها می گذرد بر دل خسرو
در گوش تو گر ناله و افغان من آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احوالات عاشقانه و دردناک یک فرد است که به شدت به معشوق خود وابسته است. شخص از امید به آمدن محبوب صحبت میکند و به تأثیرات عمیق حضور او بر دل و جان خود اشاره میکند. او در آرزوی دیدار محبوبش، از گریه و احساس تنهایی خود میگوید و به چالشهای درونیاش اشاره میکند. همچنین، او به احساسات و دلتنگیاش برای معشوق میپردازد و ناتوانی خود را در مقابل مرگ و جدایی بیان میکند. به طور کلی، شعر پر از احساسات عاشقانه، درد و longing است.