شمارهٔ ۵۱۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد
زلفت کشم و تاب ندانم که چه باشد
آن شب که بتا، چشم تو در خواب ببینم
در دیده خود خواب ندانم که چه باشد
تا طاق دو ابروی تو محراب بتان شد
بت جویم و محراب ندانم که چه باشد
چون چاه زنخدان تو از دور ببینم
تشنه شوم و آب ندانم که چه باشد
از زلف تو چون نیست مرا سوی رخت ره
شب گردم و مهتاب ندانم که چه باشد
گویند که دریاب درین واقعه خود را
می گویم و دریاب ندانم که چه باشد
باغی ست عجب وصل تو، می پرس ز خسرو
من بنده در آن باب ندانم که چه باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر دلتنگی و شوق عاشقانه است. شاعر از خوابهای شیرینی سخن میگوید که بدون حضور نرگس محبوبش برای او بیمعنا هستند. او به زلف و زیبایی معشوق اشاره میکند و از حالتهای عاشقانه خود در رویارویی با چشم و ابروی او مینویسد. شاعر در حالی که از دور چهره محبوب را میبیند، احساس تشنگی میکند و به زیباییهای او حسرت میزند. او همچنین به بودن در فضای عاشقانه اشاره دارد و میگوید حتی کوشش کرده تا خود را دریابد، ولی نمیداند چگونه. در نهایت، تشبیه باغی که با وصال معشوق پر از زیبایی است نیز در شعر وجود دارد که نشاندهنده حالتی شگفتانگیز و بینظیر از عشق است.