شمارهٔ ۵۲۴ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون مرغ سحر از غم گلزار بنالد
از غم دل دیوانه من زار بنالد
هر کس که به گوشش برسد ناله ی زارم،
بر درد من سوخته دل زار بنالد
بر سوزش من جان زن و مرد بسوزد
وز ناله زارم در و دیوار بنالد
ای آنکه ز دردت خبری نیست، مکن عیب
گر سوخته ای از دل افگار بنالد
خسرو، اگر از درد بنالد، چه توان گفت؟
عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از غم و درد دل خود سخن میگوید و به مانند مرغ سحر از غم گلزار ناله میکند. او بیان میکند که هر کس صدای نالهاش را بشنود، بر غم او میگرید. شاعر اشاره دارد که شدت دردش به اندازهای است که جان زن و مرد را تحت تاثیر قرار میدهد و حتی دیوارها از نالهاش بیخبر نمیمانند. در پایان، شاعر به کسی که از دردش بیخبر است، میگوید که نباید او را سرزنش کند، زیرا هر بیدردی نمیتواند درک کند که یک بیمار چگونه ناله میزند.